جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت
اشرف قلندری
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما
perm_identity از اینجا شروع کنید

تاریخ به ستوه آمده

access_time۱۴۰۴-۰۳-۳۱
perm_identity توسط: اشرف قلندری
folder_open دل نوشته

تاریخ به ستوه امده است، از درد از سختی و از رنج تمام گناه را به گردن می‌گیرد، می‌گوید : مادر خوبی نبودم.

می‌گوید : فرزندانم به هم تاخته‌اند، لبخند می‌زنند و من چه شادم از شادی‌شان. 

ندانستم چه شد ، می‌نگرم، پهلوی فرزندم شکفته شد، زمین رقص خون کرد و من تاب ندارم .

اصلا تاب هم داشته باشم . مگر یادشان هست مادری دارند از آن روز که زمین طعم خون را مزه کرد و جهان اولین بار شاهد سیاهی شد و قساوت . 

 

قلبم شرحه شرحه است و هر تکه‌اش را به سوی انداخته‌اند . با من سخن نمی‌گویند، من هم اگر بخواهم کلامی بگویم به باد می‌دهند حرف‌هایم را . 

نمی‌دانم چه کنم ، آخر گناه را طوق گردن من می‌کنند  که از ازل نباید مام بودم. 

چقدر دل‌تنگ قهقهه فرزندانم هستم .

رویت سیاه باد  که روزگارم را سیاه کردی و ننگی به ابدیت تاریخ بر پیشانی‌ام کوبیدی.

 

اشرفــــــــــــــــــــــــ قلندری

 

 

 

بعدی کشتار آدمی
قبلی نمایشگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • پادکست
  • تک بیت و جملات نغز از اشرف قلندری
  • خاطرات کوتاه
  • داستان کوتاه
  • دسته‌بندی نشده
  • دل نوشته
  • شعر
  • ضرب المثل
  • مقاله
  • نقل قول‌ها
  • نکات طلایی کتاب‌ها
برچسب‌ها
انتظار حافظ دلنوشته شعر عاشقی ضرب‌المثل درباره نه مولانا نقل‌قول نوشتن نکته‌های نوشتن چرچیل

من در چند دهه گذشته خاطرات و تجربه‌های بسیاری خلق کردم داستان زندگی من پر است درس‌و نکات آموزشی من در این وب‌سایت قرار است، برشی از تجربه‌های شخصی‌ام با شما به اشتراک می‌گذارم، هدفم این است، این وب سایت مکانی باشد برای یادگیری، مقاله های آموزشی، خلاصه کتاب و معرفی کتاب و غیره با شما به  اشتراک می‌گذارم.

لینک سریع
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما
خبرنامه

چیزی را از دست ندهید، هم اکنون عضو شوید .

اشرف قلندری تمامی حقوق محفوظ است - طراحی شده : آمنه ملاحی
keyboard_arrow_up