کشتار آدمی
کشتار ادمی خبر تلخ بود و وحشتناک
کشتار آدمی، امروز که خبر را شنیدم تلخ بود، خیلی تلخ و وحشتناک.
واقعا آن مردان را چیزی به نام قلب در وجودشان نبود؟ خواهری، مادری، برادری، بچهای نداشتند؟
اصلا نداشتند، چگونه میشود نیاز خود را با از بین بردن دیگری تامین کنی چه شد چرا مگر میشود که دست به چنین جنایت هولناکی بزنند؟
بگویند آنی عقل خود را از دست دادم، بگویند لحظهای عنان عقل ز کف برون رفت. مگر میشود درمان درد خود را در درد دیگری یافت ؟
کشتار آدمی به همین سادگی، یکی بگوید چرا چنین شد و کجا بودیم و به کجا رسیدیم ، بگوید تبلور آرزویمان و تولد زندگیمان با خشکاندن شکوفههای آرزوی دیگری و مرگ دیگری معنا میگیرد . ای داد بر ما که چه کردیم. ای وای بر ما با این اوصاف و تنی پر ز گناه نام خود را مینهیم آدمی واقعا میشود . ایکاش به جای شعار درود بر زندگی . شعار بدرود زندگی را سر میدادیم چه خجسته و احمق هستیم که عیشمان به نابودی دیگری پیوند میزنیم
وقتی فقر مملکت را بگیرد، ایمان میرود پیکار خودش.
کشتار آدمی، اما این توجیه مناسبی برای قتل و کشتار نیست. بیاییم با خود عهد ببندیم، عهدی برپایه انسانیت که برترین دین و عقیده است و تمام مردم دنیا این را چه نهان و چه آشکار قبول دارند.
عهد ببندیم ، دل نشکنیم، عهد ببندیم پاک زندگی کنیم. عهد ببندیم اشک را از چهره کسی پاک کنیم و خنده را هدیه چشمانش کنیم .عهد ببندیم شایسته زندگی کنیم و رسالت خود را به انجام برسانیم. روزی که شاید دور نباشد به خود ببالیم که جامه خلیفه اللهی عجب برازنده ماست.عجب انتخابی بود.
بیایید عهدببندیم که بدانیم روزگار غریبیست و بس بازیچهها بسیار دارد و ملعبه نخواهیم شد و ملعبه نخواهیم کرد و دل به دلداردهیم که خود دلداریم و خلیفه الهی .
بگذارید یه اعتراف کنم، گاهی به گوسفند نیز حسادت میکنم، بیآنکه بگوید چرا ؟ بگوید درد دارد و سخت است و بگوید چگونه به چشم خویشتن بینم که جانم میرود.
اما چون رب نظر فرماید،جانانه سر تعظیم فرود میآورد و میپذیرد حق را هرچند به قیمت قربانی کردن خود باشد.
اشرفـــــــــــــــــــــــــــــــــ قلندری
دیدگاهتان را بنویسید