جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت
اشرف قلندری
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما
perm_identity از اینجا شروع کنید

آنقدر در فراغت

access_time۱۴۰۲-۰۷-۲۹
perm_identity توسط: اشرف قلندری
folder_open شعر

آنقدر در فراغت  اشک ریخته‌ام

که آسمان تکه ابری بدستم داد

اما نمی‌خواهمش

باران را می‌خواهم

مگر می‌شود

در فراق نو باران نبارد

مگر می‌شود کویر بود

مگر می‌شود؟

بدون تو گیلاس‌ها را چگنم؟

باران را می‌خواهم

بیاد چشمهای تو

در فراغ دیدار تو

من چتر را به کودکی خواهم داد

بی‌چتر تا آن‌سوی کوه پیاده قدم خواهم زد

انقدر در فراغت اشک ریخته‌ام

که آسمان لبریز غم شد

عمر من چه طولانی گشت

عمر من از تو طولانی‌تر شد

من این را نمی‌خواستم

خوش ندارم این‌گونه زیستن را

گادان خانه‌مان از فراغت خشک شد

بیا ، باور کن

بی‌تو چراغهای خانه‌مان خاموشند

ستاره در اسمان نیست

باغ بدون قامت سرو تو

درخت سیب بدون دستان مهربان

هیچ، هیچ

باور کن هیچ معنایی ندارند

انجا که فقط خاطره من وتو

در کنار سرو بود وسیب

اشرفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قلندری

 

بعدی خواب دیدم تو را
قبلی باور کن

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • پادکست
  • تک بیت و جملات نغز از اشرف قلندری
  • خاطرات کوتاه
  • داستان کوتاه
  • دسته‌بندی نشده
  • دل نوشته
  • شعر
  • ضرب المثل
  • مقاله
  • نقل قول‌ها
  • نکات طلایی کتاب‌ها
برچسب‌ها
انتظار حافظ دلنوشته شعر عاشقی ضرب‌المثل درباره نه مولانا نقل‌قول نوشتن نکته‌های نوشتن چرچیل

من در چند دهه گذشته خاطرات و تجربه‌های بسیاری خلق کردم داستان زندگی من پر است درس‌و نکات آموزشی من در این وب‌سایت قرار است، برشی از تجربه‌های شخصی‌ام با شما به اشتراک می‌گذارم، هدفم این است، این وب سایت مکانی باشد برای یادگیری، مقاله های آموزشی، خلاصه کتاب و معرفی کتاب و غیره با شما به  اشتراک می‌گذارم.

لینک سریع
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما
خبرنامه

چیزی را از دست ندهید، هم اکنون عضو شوید .

اشرف قلندری تمامی حقوق محفوظ است - طراحی شده : آمنه ملاحی
keyboard_arrow_up