شاید نشانیت را یافتم
access_time۱۴۰۲-۰۸-۳۰
perm_identity
توسط: اشرف قلندری
folder_open
دسته بندی نشده
شاید نشانیت را یافتم
کوچه وپسکوچه را به عشق تو میگردم
رفتنت را نمیدانم
همانطور که آمدنت را ندانستم
تو از کدام کوچه، و یا خیابان آمدهای
که آمدنت را
کبوتران نشسته بر گلدسته
مرا بشارت داده بودند
تو آمدی قدمت توتیای چشمانم گشت
تو آمدی، دستانت را به رسم امانت به دستان من سپردی
من موهایت را به دست باد سپردم
که پریشان کند
و افشان کند
تا بچرخد، شاید اندکی دیوانه شوم
هر تار مویت را غزلیست ناگفتنی
ای ناگفتنیترین شعر عالم
با من بمان،
ای همیشه باران
بر من ببار
من باران را دوست دارم
قدم زدنهایمان را دوست دارم
وقتی باران میبارد
برمن ببار
من چترنمیخواهم
بر من ببار
به رسم عاشقی
عاشقانهتر از تمام فرداها
برمن ببار
شاید زیر باران
شاید نشانیت را یافتم
اشرفــــــــــــــــ قلندری
دیدگاهتان را بنویسید