دنیای غریبیست
access_time۱۴۰۲-۰۸-۱۸
perm_identity
توسط: اشرف قلندری
folder_open
شعر
دنیای غریبیست
گلها را فراموش کردهام، نامشان را نمیدانم
نامم را نیز نمیدانم
کوچهها غریبند، زاه را نمیدانم
اصلا نامم چیست؟ نامم را به یاد ندارم
به آیینه نگاه میکنم،ام
زنی در آیینه است
چشمهایش آشناست
موهایش پریشان است
اشفته است
اما نگاهش چه غریب است
نمیدانم کیست
قایق واژگانم را در اب میاندازم
شاید کلمهای صید کنم
صیاد خوبی نیستم
خدا راچه دیدی شاید
شاید کلمهای بیابم
چون در ، چون مروارید
شاید دوباره زنده شوم
وبدانم آن ، آن اشنا بیگانه کیست
کیست که آشفته مرا مینگرد
اشرفـــــــــــــــــــــــ قلندری
دیدگاهتان را بنویسید