سایههامان
access_time۱۴۰۲-۰۸-۰۹
perm_identity
توسط: اشرف قلندری
folder_open
شعر
سایههامان رفتهاند
عکسهایمان هنوز به دیوارند
غبارالودند، کهنه شدهاند
شکستهاند
تار سذهاند
من
من نمیدانم
در کدامین صبحگاه تو را بخوانم
افتاب میاید
سایه هامان رنگپریدهاند
دور میشوند
انگار خواب بودهام
انگار خواب یک رویا را دیدهام
زیر بارش افتاب
خواب رویای با تو بودن را دیدهام
دیدگاهتان را بنویسید