جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت
اشرف قلندری
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما
perm_identity از اینجا شروع کنید

پرده برافتاد

access_time۱۴۰۲-۰۸-۰۹
perm_identity توسط: اشرف قلندری
folder_open دل نوشته

گویند چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من . پرده برافتاد، هم تو ماندی وهم من

چگونه دلت رضا داد، این‌گونه زیستن را چگونه؟

اصلن قضاوتت نمی‌کنم، قاضی خوبی نبودی. هروقت کنارم می‌امدی بوی بد لجنزار،

بوی تعفن، بوی گنداب، بوی مرداب ریه‌ام را می‌سوزاند. تلختر بودی، من تو را دیدم.

اما تو نمی‌دانستی، باور کن راست می‌گویم، از پشت آن پنجره تو را دیدم.

راستی طوفان امد، با او تبانی کرده بودی. فکر نمی‌کردی روزی کسی پیدا شود،

رازت اشکار شود، جسدش را کنار آن کاج بلند پنهان کردی.

بازهم بگویم، بگویم دیگر چه دیدم. کلاغی آن‌جا بود، ترسیدی، با خود گفتی: مبادا

رازم را قارقار کند. گلوله‌ای حرام کردی.

نفسی چاق کردی، سیگاری گوشه لبت نهادی.

چه اندیشیدی، دستانت را که بوی خاک و مرگ و مرده را می‌داد با اب، فقط با اب شستی.

چه حیف بوی گندش تمام وجودت را گرفته‌بود. نمی‌دانم تو از کدامین قبیله امده‌بودی.

نمی‌دانم چگونه این تفکر احمقانه در ذهن کودنت جاخوش کرد.

تو ارزوهایم را کشتی، جنازه‌اش را زیر همان درخت کاج دفن کردی. بعدها شنیدم، با تبر

چنان به جان درخت کاج افتادی، انقدر محکم بر پیکرش زخم زدی تا نفسش برای همیشه

قطع شود. بیچاره کاج. شنیده‌ام :

آن روز‌ گلوله‌ای به سایه‌ات زدی، مبادا او نیز خبرچینی کند. بعدها از همان پنجره دیدمت، ظرفها را،
بشقاب‌ها را تکه تکه می‌کردی، حتی گوش‌هایت را با چوب ‌پنبه پوشانده بودی، می‌دانی چرا؟ دوست
نداشتی صدای التماس وضجه‌شان را بشنوی.
باز گلوله‌ای در دست گرفتی، زمانه را نشانه رفتی، نفسی چاق کردی، انگار دیگر خیالت راحت شده
بود. دیگر کسی نبود تا لب بگشاید.
دیروز کنار همان کاج بودم که به جرم بودنش ذر همان مکان تکه تکه‌اش نمودی.
خندیدم در کله‌ات چه گذشت که این‌گونه نمودی.
یک چیز را فراموش کرده بودی،
آرزو‌ها بعد از مرگشان تازه جوانه می‌زنند. شاید روزی درختی تنومند شوند.
آن‌وقت چه خواهی کرد.

اشرفـــــــــــــــــــــــــــــــ قلندری

 

بعدی کاش روزی
قبلی اینجا شهری‌ست عجیب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • پادکست
  • تک بیت و جملات نغز از اشرف قلندری
  • خاطرات کوتاه
  • داستان کوتاه
  • دسته‌بندی نشده
  • دل نوشته
  • شعر
  • ضرب المثل
  • مقاله
  • نقل قول‌ها
  • نکات طلایی کتاب‌ها
برچسب‌ها
انتظار حافظ دلنوشته شعر عاشقی ضرب‌المثل درباره نه مولانا نقل‌قول نوشتن نکته‌های نوشتن چرچیل

من در چند دهه گذشته خاطرات و تجربه‌های بسیاری خلق کردم داستان زندگی من پر است درس‌و نکات آموزشی من در این وب‌سایت قرار است، برشی از تجربه‌های شخصی‌ام با شما به اشتراک می‌گذارم، هدفم این است، این وب سایت مکانی باشد برای یادگیری، مقاله های آموزشی، خلاصه کتاب و معرفی کتاب و غیره با شما به  اشتراک می‌گذارم.

لینک سریع
  • صفحه اصلی
  • وبلاگ
  • درباره من
  • تماس با ما
خبرنامه

چیزی را از دست ندهید، هم اکنون عضو شوید .

اشرف قلندری تمامی حقوق محفوظ است - طراحی شده : آمنه ملاحی
keyboard_arrow_up