شعرسپید پای خوشبختی
access_time۱۴۰۲-۰۶-۱۶
perm_identity
توسط: اشرف قلندری
folder_open
شعر
شعر سپید پای خوشبختی
پای خوشبختیام لنگ میزند
تو را میخواهد
شاید مرهمی باشی
تو را از دور میبینم
همانجایی که من را پای رفتن نیست
نگاهم کن
تو باور کن
روزگار فقیرانهام
اسباب خنده کودکیست
در سکوتی که فریاذ میزنم
مردها مردهاند
وحقیقت غریبست ونامرد
دیدگاهتان را بنویسید