اعتیاد
اعتیاد
من اعتیاد دارم ، درست خواندید من یک معتادم .
من اعتیاد دارم و برام فرقی نداره دیگران چه فکری میکنند.
اعتیاد هم گاهی خوش است ، سرخوشی میدهد، انگار پاهایت روی زمین نیست.
روی ابرها ، هرچه ابرها نرمتر باشد لذت بیشتری حس میکنی.
من معتادم به یک فنجان قهوه در تراس خانه، به یک شعر ، به یک نگاه ، به یک لبخند و به چشمهای خندان اعتیاد دارم.
من به میو میو کردن گربه توی کوچهمان وقتی سرش را بالا میگیرد و به پنجره زل میزند و طلب اندکی گوشت میکند .
من معتادم
من به صدای یاکریم خانه همسایه سخت معتادم . من به لطف مکرر خدا ، به دیدار یک دوست ، به خواندن یک کتاب ،
من اذان موذنزاده، ربنای شجریان حتی وقتی ماه رمضان نیست معتادم .
چه سرخوشی میدهد اعتیاد
من به شلدی همه مردم و خندههای کودکان و موهای افشان دخترکان معتادم .
اینها مرا سر کیف میآورد.
خدا کند هیچوقت اعتیاد از سرم نپرد که خوش عالمیست .
من به تو هم معتادم
اشرفـــــــــــــــــــــــــــ قلندری
دیدگاهتان را بنویسید