شعر4
access_time۱۴۰۲-۰۶-۰۱
perm_identity
توسط: اشرف قلندری
folder_open
شعر
اسمان گریست
ستارهای گم شد
ماه برچهره نقابی زد
زمین طوفانی شد جوانهای زیر پا له شد
عشقی پیله را درید
وخدا اغوشش را باز کرد
امشب عزیز دو عالم
میهمان خداست
کاش روزی من هم
میهمان، میهمان خدا گردم
برچسب ها:
شعر عاشقی
دیدگاهتان را بنویسید