که گفته دهه شصت
که گفته دهه شصت؟
تاریخ را نخواندهای؟
جنگ را فراموش کردهای؟
صدای نهیب موشکی
در خانه همسایه بغلی
دخترک عروسک به دست
زیر راه پله خانه
چشمهای خیس برادر کوچکتر
در آغوش خواهری
ساعتهای از کارافتاده
جوانان شوریده
به میــــــــــــــــدان
فریاد الله اکبر
صدای آژیر قرمز
و حالا سبز ، سفید، نارنجی
صدای ضربانهای خسته قلبی
دهه پنجاه بود
تسبیح به دست جروکیده مادربزرگ
چراغ زنبوری روشن
دفتر مشق و تکلیف
مداد لای انگشتان
تجاوز به زیر آوارماندگان
حراج باکرگان
زنان شوهر مرده
کودکان پای برهنه
سفرههای بینان
کلاسهای بیتخته سیاه
بابا نه آب داد و نه نان
نیم نگاه
حتی نیم نگاه صنوبری
را خبری نبود
اندوه، ترس، جنگ، بمباران
درد، شیون، زخمهای باز
جنازه پدر به دوش پسر
جنازه پسر به دوش پدر
ضجههای مادران فرزند مرده
بوی کافور، نان کپکزده، گوشتهای یخزده برزیلی
کوپنهای چهارگوش
مادران در صف
زیر آسمان شلاق به دست
و باز آژیر قرمز
تو از کدامین دهه میگویی؟
که گفته نسل سوختهای؟
دهه پنجاه مظلوم بودند ومغبون
آرام و بیصدا
میدانم نافشان را
با آژیر قرمز در تاریکی خفقان بیمارستانی دور
به خمپاره و جنگ و آه و اشک
پیـــــــــــــــــــــوند زدهاند
اشرفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قلندری
دیدگاهتان را بنویسید