من وتو سالها
من وتو سالها
در همین کوچه
کنار جوی اب
زیر دیوار همسایه
یاس را بوییدیم
موهایت بوی یاس میداد
یاس شاهد بود
بخداوندی خدا قسم شاهد بود
چگونه صدایت میکردم
پنجره باز بود
قصه یک راز بود
عشق پرواز بود
بودی تو همانجا
شانه به شانهام اشک ریختی
پا به پایم
تا انسوی کوه
پشت دیوار ارزو
یک بغل ، یاس کاشتیم
تو من بودی
و من تو بودم
در امتداد شب
میان شببوها
رقصیدیم، چرخ زدیم
خندیدیم وباز رقصیدیم
و رقصیدیم
کاج تماشایمان میکرد
صنوبر میخندید
سرو قدم میزد
پا به پای ما
او در باغچه
و ما در کوچه
عکسمان در ماه بود
ماه هم میخندید
اسمان تور سپید بر سرت میانداخت
من دیوانه دیوانه نگاهت کردم
چه مبارک !
چه شبی بود ان شب
وه که چه زیبا بود انشب
چه زیبا بود ان شب
شبی زیبا بود ان شب
دلم بیتاب بود آن شب
نفس در سینهام اشفته میخندید
خدایا هرشبم باشد همین امشب
بماند یار بامن هرشب کنار من
بماند هرشبم امشب
خدایا شکر میگویم
من
بکن تو هر شبم امشب
اشرفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قلندری
دیدگاهتان را بنویسید